|

من چند وقتی بود که اپ نکرده بودم اگر راستشون بخواهید به این خاطر بود که
برام یه اتفاقی رخ داده بود.
اگر راستش بخواهید من داخل یکی از این روزهای قشنگ خدا داشتم با موتور میرفتم
خونه یکی از دوستام که (اتفاقا جشن تولداش بود) وقتی ازمغازه ایی که براش کادو خریده بودم
بیرون امدم وسوار موتورم شدم وداشتم بطرف خونه ای دوستم میرفت با یه پژو206 که از
غذا راننده اش خانم بودتصادف کردم البته الان خوبم ولی موتورم داغون شده , پای سمت راستم
هم شکسته کسی هم که ترک موتورم نشسته بود دست اش شکسته ولی بیچاره دوستم وقتی فهمید
تصادف کردیم مهما ن اش ول کرد وبه بیمارستان امدحالا که کمی حالم بهتر شده این اپ کردم
که بدونید چرا چند وقتی بود اپ نکرده بودم امیدوارم سرتون درد نیاورده باشم دوستای خوبم.
حالا براتون این شعر رو پیدا کردم امیدوارم خوشتون بیاد.

کنار پنجره می آیم
نسیم تبسم تو جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک
چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!
کنار پنجره می آیم
نسیم تبسم تو جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک
چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!
 


|